الشيخ محمد علي الگرامي القمي
70
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)
ناشى از زبان نارسا يا نقصانى در ساختمان منطقى نيست . هايدگر هميشه و در همه جا به نحوى به غايت تنظيم كننده پيش مىرود . دشوار فهمى مطالب او بيشتر ناشى از اصطلاحسازى يا واژهپردازىهاى نامعتاد و بيگانهگويىاى است كه وى به منظور تعبير بخشيدن به انديشههايش در قالب زبان پديد آورده است . اين ، غالباً سرچشمهى بد فهمىها مىشود و يكى از علتهايى است كه فلسفهى وى گاهبه گاه ، بهويژه از سوى نئوپوزيتويستها به مسخره گرفته مىشود . » « 1 » آرى هرچند فهم دقيق اصطلاحاتش دشوار است ، ليكن على رغم برخى اصطلاحاتش در اين بحث به نظر اينجانب منظور از اين سه قشر مزبور ، بحث دربارهى كل خصائص وجودى اشياء و سپس بحث دربارهى ماهيات آنها و سپس بحث دربارهى اصل هستى به طور عام است . بنا به روش هايدگر ، فلسفه عبارت است از هستىشناسى عمومى كه از تفسير « اگزيستانس » و « دازين » ، يعنى هستى انسان شروع مىشود . ولى هايدگر از اين مقدمهى يعنى اگزيستانس جلوتر نرفت و بخشهاى ديگر كتاب « هستى و زمان » او تا كنون منتشر نشده است . بوخنسكى ايتاليائى مىگويد در « نامهاى دربارهى اومانيسم » و ديگر نوشتههاى تازهى هايدگر ، نظرياتى بيان مىشوند كه گردش و دگرگونى در تفكر او نشان مىدهند ، ليكن از آنجا كه مرحلهى آخر فلسفهاش در آثار وى بيشتر به اشاره برگزار شده است ، از پرداختن به آن چشم مىپوشيم . ژان پل سارتر فرانسوى كه در اثر نوشتن رمانها و نمايشنامههايش شهرت زيادى در ميان محافل غير فلسفى پيدا كرد و عظمت مقام فلسفىاش تا حدودى پايين آمده و كوچهبازارى شد ، در كتاب هستى و
--> ( 1 ) - / فلسفه معاصر اروپائى ، بوخنسكى ، ص 166